Look like butterflies of sadness
Which fall down
Bewildered and tired
I approach the window
And look from behind the window-pane;
A chronic sadness stings my heart
Where can I search in this ruin
To find you there,
So that your kind eyes
رویا
این دانه های بلور برف انگار پروانه های اندوهند
که سرگردان و خسته سقوط می کنند
کنار پنجره می آیم
و از پشت شیشه نگاه می کنم
غمی دیرین بر دلم نشتر می زند
در کجای این ویرانکده پرسه بزنم
که تو آنجا باشی
و چشم های مهربانت،غمهای مرا بزدایند