« دوست | صفحه اصلی | باز،خفاش،زنبور عسل »

sun

Standing in front of the sun

He stared with loving eyes

Into the sun’s bright eyes

The sun grow ashamed

At the warmth of those green eyes

And melt

And fell drop by drop

Then the sun murmured to itself:

“I wish in my breast a flame of love

Even a faint one could be kindled too”

 در برابر خورشید ایستاد

و چشم های عاشق خود را

در چشم های روشن خورشید دوخت

خورشید از حرارت چشمان سبز او شرمنده گشت

و آب شد و قطره قطره چکید

و آنگاه ، خورشید

با خویشتن به زمزمه گفت:

ای کاش در درون سینه من نیز

یک شعله هر چند خرد

از عشق  می دمید

دنبالک

آدرس دنبالک برای این نوشته:
http://bilingual.ir/mt/mt-tb.cgi/88

نظرات (1)

ناشناس:

good! i love it!!!!

ارسال نظر

(اگر پیش از این نظری ارسال نکرده اید، موافقت دارنده سایت برای نمایش نظر شما لازم می باشد. تا آن زمان، نظر شما نمایش داده نمی شود. از صبر شما متشکریم.)

درباره

این صفحه حاوی یک نوشته از وبلاگ که در 17 مهر 1386 5:57 قֽظֽ ارسال شده می باشد.

ارسال قبلی این وبلاگ دوست بوده است.

ارسال بعدی این وبلاگ باز،خفاش،زنبور عسل است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.