The father was crushed. He put his arms around his little girl, and he begged for her forgiveness.
Only a short time later, an accident took the life of the child. It is also told that her father kept that gold box by his bed for many years and, whenever he was discouraged, he would take out an imaginary kiss and remember the love of the child who had put it there.
In a very real sense, each one of us, as humans beings have been given a gold container filled with unconditional love and kisses... from our children, family members, friends, and God. There is simply no other possession, anyone could hold more precious than this.
مرد از رفتار تند خود خجالت زده شد،اما وقتی فهمید جعبه خالی است، دوباره عصبانی شد و سرش داد زد و نصیحتش کرد: نمیدانی که وقتی به کسی هدیه ای می دهی، باید چیزی درونش باشد؟ دخترک در حالی که اشک می ریخت ،به پدرش نگاهی کرد و ناله زد: آه پدر، این اصلا خالی نیست. من درونش را پر از بوسه کردم. همه اش مال توست پدر.
پدر درهم شکست. دخترش را در آغوش گرفت و از او خواست که پدر را ببخشد.
تنها مدت کوتاهی پس از این ،دخترک در تصادفی کشته شد. همچنین گفته شد پدرش،سالهای طولانی جعبه زرین را هر شب با خود به رختخوابش می برد.هروقت ناامید می شد،یک بوسه خیالی را بیرون می آورد و عشق دخترش را که در آن قرار داشت به خاطر می آورد.
به مفهوم واقعی، به هرکدام از ما ، به عنوان بشر ، جعبه ای طلایی داده شده که پر از بوسه ها و عشق های بی قید و شرط است...از بچه هایمان ،از اعضای خانواده ،دوستان و خدا .ثروت بهتری وجود ندارد، کسی نمی تواند با ارزش تر (و بهتر) از این ثروت داشته باشد.